ای آرامِ دلِ بیقرارم،
پروردگارا،
نه به بهشتت دل بستهام،
و نه از دوزخت بیم دارم؛
من تو را میخواهم،
تنها تو را،
که اگر تو باشی، هر درد، شفا میشود.
ای خدای من،
بگذار در فقرِ خود، غنی شوم به یادِ تو،
و در تنهاییام، همراهیات را بیابم.
دلم را از هر چه غیرِ توست، پاک کن،
تا تنها تو در آن بمانی —
چنانکه در آسمان، جز نور، چیزی نمیماند.
خدایا،
من هیچ ندارم جز عشق،
و آن را نیز از تو وام گرفتهام.
اگر این عشق را از من بگیری،
دیگر «من»ی نمیماند، جز خاکی خاموش.
ای مهربانِ بیکران،
من از توام، به سوی توام،
و جز تو پناهی ندارم،
ای خدای من...
✍ علی اصغر درویش
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 5:12 توسط Ҳ̸ سّیدجواد ҳ
|